دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
430
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
كاملا روشن است تا واقعى . يك زمانى بود كه درون گنبدخانه براى ميدان اهميتى نداشت و لذا هر نوع جهتبندى هم مسألهاى نبود و حال آنكه نمىتوان گفت كه ظاهر بنا در روبروى ميدان جهتبندى نشده و يا بدجورى جهتبندى شده است . اين مسأله زمانى روشن مىشود كه رابطه بين ايوان و گنبد كه ناهمخوانى در آن آشكار است سنجيده و تحليل شود و مهم اينكه اين ناهمخوانى غيرضرورى هم هست . اگر گنبدخانه بيست متر به طرف شمال منتقل شود ، ايوان و گنبد در يك محور واحد قرار مىگيرند و تغيير در پلان ديگر چندان اهميتى نخواهد داشت . معمار بهجاى اين كار ، كارى انجام داده تا تمام توجه را درگير محورهاى منظره كلى سازد . در بخش درونى ، راهرو طولانى در كنار گنبدخانه قرارگرفته و پيچ زاويه راست آن در زير نوك گنبد جايگير شده است . در بخش بيرونى فقدان تطابق بين ايوان و گنبد باعثشده كه نگرنده محور ديد خود را تغيير دهد . در مسجد شاه ، حضور يك صحن با گنبدخانه كه ضرورتا در سمت قبله است ، خودبخود بر تغيير جهت سردر تأكيد مىكند . ازاينرو معمار در اينجا از دست پيچخوردگى خود را رهاساخته تا اين واقعيت را به رخ بكشد كه ميدان و مسجد در جهات متخالف قرار دارند . معماران هردو بنا آشكارا در مخمصه بودهاند تا به نوعى وظايف و حقوق شاه را كه در تعارض با حق اللّه بوده ، علنى سازند نه اينكه آنرا بپوشانند . خود آرايش اينجا درواقع نوعى سرسپردگى را در خود نهفته دارد . شاه عباس مسجد شيخ لطف اللّه را به افتخار اين شيخ كه پدرزنش بود ساخت و منظور از آن هم يك عبادتگاه خصوصى بود ولى بزرگتر و تجملىتر از آن بود كه بدين كار آيد . در اين مسجد يك سردر كوتاه با يك قوس مركزى به ورودى قوسدارى ختم مىشود . كاشيكارى آن جديد است . در بالاى آن يك گنبد كوتاه صدفى شكل قرار دارد . تزيين ظاهرى آن جلوه چشمگيرى دارد كه در جاهاى ديگر مسجد هم ديده مىشود : يعنى بهرهگيرى از آجر ساده براى زمينهء كاشيكارى . نتيجه آن ايجاد كاشيكارى نخودى رنگ چشمنواز است . رنگ آبى كه در ساير گنبدهاى صفوى موجود است در طرحى از اسليمىها كه مثل قاليهاى صفوى بر يكديگر تابيده شده ، در اينجا تحتالشعاع رنگ نخودى ، سياه و سفيد قرار گرفته است . به محض ورود به درون ساختمان راهرو طويل ، كوتاه و كمنور آنكه به منظور زيبائى ساخته شده و به گنبدخانه متصل مىشود ، نمايان مىگردد ، چون در موقع ورود به حرم نوعى احساس قدسى و صلابت در انسان انگيخته مىشود . كوتاهى آن به اوج رفعت پيوسته ، و كمنورى آنرا روشنائى ثابت خطى از پنجرهها از بين برده است . در همه آثار معمارى ايران ، اندرونى كاملا موزون و متعادلى موجود نيست . قسمت اعظم